۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

فقط درجواب یکی از دوستان بالاترینی!

با سلام خدمت دوست عزیزمان با مستعار بخشودههمانطور که رو اسم انتخابی خودت خواستی هر کسی رو که رنجوندی ناخواسته هم باشه باید ببخشدت اما پسرم ، برادرم ، هموطنم : معروفه که میگن راه اصلاح هر جامعه از اصلاح فرد میگذرد و تا فرد اصلاخ نشه جامعه رو به اصلاح نخواهد داشت با این نیت سخنی کوتاه با تو فرزند ایران زمین دارم که اگر ظرفیت خواندنش را داشته باشی باعث رضایت بنده نیز خواهد شد زیاد کشش نمیدم که وقت شمارم نگیرم مادر ندا آقا سلطان اخیرا گفته که از گقته های برخی مسئولان بیش از کشته شدن دخترم ، عذاب کشیدم ، ینده علی با مستعار سیاست 2 از یک جمله شما به اندازه تمام مصیبت های 30 سال گذشته رنج کشیدم بهت توضیح هم میدم و وجدان خودت رو به قضاوت بذار که تو اگه جای من بودی با این روحیه ای که از تو من دیدم اصلا گذشت میکردی ؟ بذار یه مرور کوچولو بکنیم :من در یکی از پستها اینطور جواب دادم که : در مورد اسم این شهید عزیز عذر خواهی میکنم بله ایشون شهید جوادیفر هستند راستش انقدر اسامی زیاد هستش که گاهی موقع تایپ اشتباهاتی صورت میگیره مثلا یکی از دوستان گویا در مورد شهید اشکان سهرابی و سهراب اعرابی مشکل داشتند به هر حال زمانی که متوجه شدم اسم رو اشتباهی تایپ کردم زمان ویرایش گذشته بود و در صورتیکه لینک ویرایش داشته باشم حتما تصحیح میکنم. در مورد اتهام بخشوده هم باید بگم که از زمانیکه از ایران چندین سال پیش خارج شدم تا حالا هیچ عنگی یهم نچسبیده بود و با این کارت منو یاد ایران انداختی و احتمال زیاد یا ایران تشریف دارید یا در حال و هوای ایران هستی نمیخوام باهات بحث کنم و از اصل موضوع خارج بشم اما ایکاش قبل از هر اتهامی یک تحقیق کوچولو انجام بدیم بنده موقع انتخاب اسم چون سیاست قبلا گرفته شده بود سیاست 2 را انتخاب کردم و روزهای بعد ممکنه سیاست های دیگری هم با پسوند یا پیشوند اضافه بشه .این اتهامات در اینجا چندان مهم نیست ولی بعضی وقتها اتهامات غیر قابل جبران هستش در اوائل انقلاب نمیدونم اصلا به دنیا اومده بودی یا نه خیلی ها جونشونو به خاطر اتهامات بی جا از دست دادن مثل برادرزن 16 ساله من که مارک منافق خورد و اعدام شد و خیلی هم مثل خودم مارک ساواکی خوردن و دربه در ! حالا من نمیدونم چه رایطه ای بین ساواکی و منافق یا مجاهد بود خدا داند اما اونچه که میدونم مهم حذف فیزیکی بود و شما دوست عزیز بدونید که در بالاترین جا برای همه دوستان و اظهار نظرهای درست و منطقی هست پس با دیدی بازتر در فکر حذف فیزیکی در بالاترین که همان بستن اکانت هستش نباشیم.در مورد مدت زمان فعالیت هم دوستان من خواهشن ملاک قرار ندید خوب طبیعیه که در هر انجمنی در هر فروم یا ارگان و حزب و غیره یه سری زود عضو میشن... و شما جواب دادید : به سیاست دو:شما چی تخت گاز گرفتی و واسه خودت میتازی؟ یهو شماره شناسنامه مون هم اعلام میکردی و خلاص، ببینیم شما کف بینی هم میکنی؟ دو تا کلام حرف زدیم ما شجره نامه مون هم درآوردی؟ خوب ما مثل شماها خوشبخت نبودیم که بتونیم برسونیم خودمون رو اونور آبها.از شما هم ممنونیم با این همه مشغله تون دارید انقلاب ما را هدایت میکنید، لیموناد حال میکنید بدم خدمتتون یا آبجو تگری؟اتهام کجا بوده؟ تو عوالم مجازی هرکسی یک هویت داره حالا شما ادعا میکنی با همین سیاست دو و چندت راحتی برو عمو، بر هر کاری دلت می خواد بکن.جنبیه انتقاد هم ندارید؟ تو خارجه که شنیدم این چیزاشون خوبه.یاد بگیرید اقلاً.البته ببخشید انقلاب ما وقت شما رو زیاد گرفته از کار زندگیتون هم افتادین ها. اولا من کی تخته گاز رفتم ، دوما کی آمار تو رو در آوردم که میگی شماره شناسناممو در میآوردی؟ و اما همـــــه این ها فدای سرت از اونجا که گقتی :(( ما مثل شماها خوشبخت نبودیم که بتونیم برسونیم خودمون رو اونور آبها)) ببین عزیز من ایران پزشک بودم 4/5 سالی میشد کار میکردم وضعم هم ایران عالی بود من نه قبل از انقلاب جریان و حرکتی رو هدایت کردک نه الان که بخوام از خارج از ایران اینکارو بکنم اما بعنوان یه شهروند هر جا لازم باشه نظرمو میدم . انقلاب که شد عزیزترین دوستان و اقواممو به بهانه های مختلف گرفتن بردن و دیگه ندیدیمشون هرگز! که اگه خیلی فکر میکنی حال داشت میتونم از ته دل آرزو کنم که یه گوشش سر خودت بیاد . به جرم اینکه پزشک ارتش بودم و به جرم اینکه همیشه شیک بودم به جرم اینکه هنوز کراوات میزدم !! چندین بار در مخوف ترین دالانها بازپرسی شدم و 2 بار دنده هام زیر شکنجه ها شکست که اگه فکر میکنی حال داشت یاز قابل شما رو نداره . کارد به استخونم رسید و از ترس جون خانواده زدم به طرف شوروی از سمت پارس آباد اردبیل با یه زن و دوتا بچه 3 ساله و 4 ماهه !! لب مرز گیر 2 تا سرباز ایرانی افتادیم که به زور اسلحه ما رو به طرف قرارگاه میبردن با دادن همه طلاهای همسرم راضی شدن فقط 10 دقیقه چشماشونو ببندن !!1 آی پسر میدونی یعنی چی ولی کم کم آرزو میکنم یه گوشش رو تجربه کنی مرزو رد کردیم و از یک خاکریز به ارتفاع 15 متر و بیشتر زنم با پسر 3 سالم سر خورد رقتن پایین شکر خدا نمردن اما زنم خیلی زخمی شد.دوست داری تجربه کنی؟ رفتیم جلوتر گیر سربازهای روس افتادیم تا بیایم اینا رو حالی کنیم چی به چیه 17 روز در بازداشتگاه مرزی خیلی کثیف با غذاهایی که سگ میدادی نمی خورد زندگی کردیم آره برادر نمی دونی چه حالی داشت آخرای پاییز بود . هر روز برامون شیر فهوه با کرم ایرلندی و کیک حشیش هلندی میاوردن تا نئشه بشیم یادمون بره جات خالی! بعدش نامه اومد ما رو بفرستن عشق آباد با هواپیما نرفتیم و برای اینکه طولانی نشه این قسمتو همین جوری میگذرم . عشق آباد 23 ماه بودیم در بلاتکلیفی تمام و در یک اردوگاه نظامی که البته غیر از ما 30-40 خانوار دیگه ایرانی هم بودن. بعد 23 ماه 2 ماه فرصت دادن برگردیم ایران ، نمیدونی چه حالی داشت هر شب از شوق دیدن ایران خوابمون نمیبرد تا اینکه یکی از اقوام از برلین که اونموقع مرکز آلمان شرقی بود به دادمون رسید و ترتیب یک سری کارها رو داد تا 6 روز مونده به پایان ضرب الاجل از اردوگاه خارج بشیم برلین هم هوایی نرفتیم یعنی نمیتونستیم هم بریم وای برادر نمیدونی 7500 کیلومتر طی مسیر کردن با ماشینهای عهد بوق و قطارهای باری و قایق های زوار در رفته که هر آن احتمال غرق شدن ومردن داشت چه حالی میداد ایشالله قسمت میشه تجربه میکنی مسیری که بیش از یک ماه طول کشید تا برسیم .بله برادر بالاخره رسیدیم برلین آخ نمیدونی 6 ماه زندگی در حمام خونه اقوام چه صفایی داشت که البته با بودن زن و بچه صفاش هم بیشتر میشد بعد از 6 ماه شرایطی پیش اومد که بتونیم برای شهروندی اقدام کنیم به صورت مشروط موفق یه گرفتن اقامت 2 ساله شدیم و3 بار هم این شرایط تکرار شد این 6 سال کارکردن سخت تو یه کارگاه قالبهای سنگین نمیدونی چه حالی داشت اونم با مزایای اقامت موقت در یک کشور کمونیستی مثل سگ جون میکندیم تا شب شکم گرسنه نخوابیم زمزمه اتحاد دو آلمان شروع فصل تازه ای از دربدری های ما بود دوباره مصیبت دوباره سختی اما نه مثل 9 سال پیش با مکافات زیاد اینبار خودمون رو به سوئد رسوندیم تا در کشور داعیه حقوق بشر زندگی دوباره ای شروع کنیم و دیگر زمانی بود که نصف بیشتر موهایم سفید شده بود و بیش از 40 سال داشتم در خانه جدید هم سختی ها کم نبود اما نه مثل گذشته میزبانهای جدید مهربان هر از قبلی ها بودند . 2 سال هم طول کشید تا زبان محلی را یاد بگیرم در سالهای گذشته ایجاب شرایط باعث شده یود آذری روسی ترکمنی آلمانی رو تو مغزم فرو کنم و با یاد گرفتن سوئدی و با دانسته های قبلی فارسی و انگلیسی تنها دلخوشیم این بود که 7 زبان مختلف رو میتونم صحبت کنم خود این قضیه باعث میشد مغزم برای موضوع دیگه ای جایی نداشته باشه و من پزشک ایرانی که جزو 50 نفر اول پزشکی همسال خودم بودم در 45 سالگی تازه شدم شوفر تاکسی در استکهلم! آخ نمیدونی وقتی آدم تصور میکرد که اگه الان کشورم بودم تا الان تخصصمو گرفته بودم و تو ارتش حداقل پابه سرهنگی داشتم و الان تو غربت و در یک شرایط جوی نا متعادل صبح تا شب تو خیابونها ماشین بازی میکنم و پول میگیرم چه حالی داشت که با این وضع درجه های کیلویی ارتش بعد از انقلاب حتما به سرتیپی هم تا الان نائل میشدم! آره عزیز 20 سال هم در غربت جدید گذشت تا امروز با نگاهی به گذشته از میان حسرت عمری بر خلاف آرزوها به داشتن سه فرزندی که 2 تای اولی استاد دانشگاه و اولی سیاستمدار و فرزند سوم پزشکی جوان و با انگیزه هستند افتخار نمایم .راستی صحبت از لیموناد تگرگی هم کردی یادش به خیر خیلی دوست داشتم اما من شرمندتم چون بعد از دومین جراحی معده که قسمت زیادی از اون رو برداشتن آب رو به زور و زیر نظر پزشک و پرستار میخورم چه برسه یه لیموناد! البته گفتنیها خیلی زیاده و سعی کردم 30 سال رنج رو در یک نامه کوتاه بیاورم اما علی رغم همه ایتها بازم من اونایی که دیدم و به سرم اومد رو آرزو نمیکنم مگه اینکه خودت بخوای و در ضمن خارج شدن از ایران خوشبختی نیست پسرم بدبختیه ! جایی که متعلق به خودت نیست و جایی که همیشه بعد 50 سال هم یک راسیست پیدا میشه که بهت توهین کنه و با حتی کتکت بزنه پس به زندگی در همون کشور خودت افتخار کن و آرزو کن روزی برسه که همه برادران و خواهرانت به جبر عمال کثیف رژیم کشورشونو ترک کردن به کشورشون برگردن و در زیر سایه شورا و دمکراسی و فعالیتهای حزبی همگان با یک حقوق برابر در جامعه لذت بار زندگی کنن و انقلابی را که حتی قبل از به دنیا آمدن خود من که چه برسد به جنابعالی در زمان مشروطیت بنا گذاشته شد که 30 سال پیش منحرف گردید اما از حرکت نایستاد به اسم خود و کس دیگری نزن این انقلاب در وهله اول متعلق به شهیدانی است که در طول سالیان برای آن از جوهره جانشان گذشتند و بعد از آن متعلق به همه مردم ایران است .شاد و پایدار باشید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر